سبد خرید
سبد خرید ( 0 )
عضویت / ورود    









چگونه تصمیم بگیریم؟
چگونه تصمیم بگیریم؟

اهمیت تصمیم گیری سریع

یکی از دوستان نزدیک من که یک کسب و کار اینترنتی را شروع کرده است، توانسته است در مدت بسیار کوتاهی ( حدود ۸ ماه ) در شغلی که راه اندازی کرده، فروش خوبی داشته باشد و مشتریان زیادی را جذب کند و به قول خودش به جایی رسیده است که شاید خیلی از افراد دیگر در مدت سه سال به آنجا برسند.

دلیل اصلی موفق شدن او در این کارش تصمیم گیری سریع، عمل و اقدام کردن فوری است.

تقریباً اول امسال ( سال ۹۶) در یک جایی کار می کرد و قراردادش بعد از تعطیلات نوروز تمام شد. برایم خیلی جالب بود دقیقاً دو روز بعد از اتمام قراردادش برای تهیه لوازم و کالاهای فروشگاه اینترنتی اش به ترکیه سفر کرد.

سپس سریع کانال تلگرام و وبسایتش را راه اندازی کرد و چند روز پیش که یک ملاقات با همدیگر داشتیم گفت که در آبان ماه ۹۶ تقریباً ۳۰ میلیون تراکنش مالی داشته است. احتمالاً خیلی از ماها بگوییم که این فرد سرمایه کافی در اختیارش بوده است ولی او واقعاً با حداقل سرمایه و امکانات شروع کرد و الآن ۳ نفر در فروشگاه اینترنتی اش برای بسته بندی و ارسال سفارشات استخدام شده اند.

مضرات عدم تصمیم‌گیری سریع

این شخص می توانست جور دیگری رفتار کند. مثلاً می توانست بگوید بعد از اتمام قرارداد کاری ام یک ماه استراحت کنم و بعد دو ماه فکر کند که چه کاری را شروع کند و بعد یک ماه دیگر برای انتخاب نام سایت و کانال تلگرامش وقت بگذارد و بعد دو ماه دیگر را صرف تحقیق در مورد کالا و اجناسش کند و
البته منظور از تصمیم‌گیری سریع شتابزده عمل کردن نیست که این کار نتیجه ای جز پشیمانی ندارد. بلکه این است که کار مورد نظر را به‌خوبی تحلیل کرده و در مورد آن فکر کنیم بعد بلافاصله و بدون هیچ تاخیری دست‌به‌کار شویم.
در مثال بالا متوجه می شوید که اگر دوست من راه دوم را انتخاب می کرد با گذشت ۸ ماه از زمانش هنوز هیچ کاری نکرده بود و اگر با این شخص صحبت می کردی از بیکاری و نبود سرمایه و شرایط نامناسب زندگی و … صحبت می کرد.

راز موفقیت چیست؟

راز موفقیت تنها یک چیز است.اقدام، اقدام، اقدام

دوست من هرروز یک کار را انجام می داد تا جایی که به هدفش رسید.”
البته او هدفهای بسیار بزرگتری برای خودش تعریف کرده است و با همین مدل تمامی اهدافش را به دست خواهد آورد.
این را به یاد داشته باشید که

اگر هرروز، برای رسیدن به چیزی که می‌خواهیم فقط یک کار انجام دهیم، حرکت بعدی در روز بعد راحت تر می‌شود. زیرا انجام کارهای بعدی که به صورت مداوم انجام می گیرد برای ما یک عادت می‌شود.”
آیا تا به حال کسی را دیده اید که لخت و برهنه سر کار خود حاضر شده و بگوید که : ” من امروز فراموش کرده ام لباس بپوشم.”
این موضوع به خاطر این است که همیشه عادت کرده ایم قبل از اینکه خانه را ترک کنیم لباس بپوشیم و این کار برای ما به شکل عادت در آمده است. دقیقاً مثل یک برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر قدرتمند مغز ما نصب شده باشد.
وقتی از همین قانون ساده برای رسیدن به اهداف بزرگتر خود استفاده می‌کنیم در خودمان عادتی را به وجود می آوریم که همواره بدون هیچ اهمالکاری و پشت گوش انداختن آن را تکرار کنیم.

اقدامک

اهداف خودمان را خیلی ساده و واضح در جایی بنویسیم که هر روز در معرض دید ما قرار داشته باشند. و حداقل یک کار در روز برای اینکه به آن‌ها نزدیکتر شویم انجام دهیم.
با انجام دادن حداقل یک کار در روز، یک حرکت غیرقابل توقف را شروع کرده ایم که رسیدن ما به هدفمان را کوتاهتر و کوتاهتر خواهد کرد.

 تقویت اعتمادبه‌نفس با تصمیم گیری درست

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات افراد در مورد اعتمادبه‌نفس این است که می‌خواهند اعتمادبه‌نفس خودشان را به‌خوبی تقویت کنند و سپس شروع کنند. و این کار در عمل شدنی نیست.
کار درست این است که شروع کنیم و اقدام کنیم، کم‌کم شک، تردید و ترس‌ها جای خود را به اعتمادبه‌نفس می‌دهند.

خود من شروع کردم و سخنرانی در جمع‌های بیست نفره را انجام دادم و با تمرین و کسب اطلاعات هر روز بهتر شدم و اعتمادبه‌نفس خودم را بالا بردم تا جایی که توانستم به‌خوبی در جمع‌های بالای سیصد نفر یک اجرای عالی داشته باشم.
خیلی وقت‌ها برایمان اتفاق افتاده است که ایده یا محصولی یا خدماتی در ذهن داشته‌ایم و بعد متوجه شده‌ایم که افرادی دیگر آن را اجرا کرده‌اند.
تفاوت بین ما و شخصی که پیش از ما دست به عمل زده و یا محصول را تولید کرده است بسیار ساده است.
آن‌ها دست به عمل زده‌اند اما ما نه.
ممکن است که بگویید ما دست به عمل نزده‌ایم چون آماده نبودیم ولی

به یاد داشته باشیم که :

مردم موفق، قبل از اینکه همه‌چیز آماده شود دست به عمل می‌زنند

عادت به عمل کردن، ما را تشویق می‌کند تا اطلاعات لازم را جمع‌آوری کنیم و سپس قبل از اینکه آمادگی کامل داشته باشیم قدم‌به‌قدم به سمت هدفمان حرکت می‌کنیم. در حین کار اقدامات لازم در طول مسیر را انجام می‌دهیم.

احساس عدم اطمینان، کلید رضایت

اکثر ما به چیزهای آشنا علاقه‌مند هستیم، اما رضایتی که داریم به خاطر انجام کارهای متفاوت است.
وقتی کاری را انجام می‌دهیم که از نتیجه آن کاملاً مطمئن هستیم، توجه مغز ما کم می‌شود. اما وقتی کار جدیدی را شروع می‌کنیم ذهنمان مقدار زیادی دوپامین ( ماده شیمایی شادی‌بخش مغز ) به ما پاداش می‌دهد.
این کار باعث می‌شود که در ما انگیزه‌ای به وجود آید تا کارهای جدید بیشتری انجام دهیم و احساس رضایت بیشتری را در زندگی تجربه کنیم.

درماندگی آموخته‌شده چیست؟

بر اساس ۲۵ سال تحقیق و هزینه میلیون‌ها دلار در دانشگاه پینسلوانیا تحقیقات جالبی صورت گرفته است. در این تحقیقات ثابت‌شده است که نداشتن خودباوری یکی از بزرگ‌ترین موانع در برابر موفقیت است.
آن‌ها آزمایش‌های بسیار زیادی انجام دادند. دریکی از آزمایش‌ها وسط قفسه ی یک سگ، شیشه‌ای قراردادند که یک‌طرف سگ قرار داشت و در طرف دیگر گوشت قرار دادند.
سگ برای بدست آوردن گوشت به سمت آن می رفت اما با شیشه برخورد می کرد و پوزه‌اش آسیب می‌دید، چند بار که این کار را انجام داد خسته شد. بعد آن را از قفس خارج کردند. چند روز این کار را تکرار کردند.
بعد از سه یا چهار روز سگ در قفس می‌نشست و به شیشه ضربه نمی‌زد، چون نمی‌خواست پوزه‌اش آسیب ببیند. روز بعد شیشه را برداشتند و سگ و گوشت را کنار هم قراردادند و سگ بااینکهگرسنه‌اش بود به‌طرف گوشت نمی‌رفت چون خودباوری‌اش از بین رفته بود و باور کرده بود که نمی‌تواند به گوشت برسد و با وجود اینکه هیچ مانعی وجود نداشت آنجا می‌نشست و تلاشی نمی کرد.
دانشمندان ۲۵ سال روی این موضوع تحقیق کردند.
روانشناسان می‌گویند انسان‌ها تنها با یک‌بار عدم موفقیت ممکن است دست از تلاش بردارند. خیلی‌ها یک‌بار تلاش می‌کنند و به‌محض عدم موفقیت دست از آن کار بر می دارند و می‌گویند من نمی توانم
نمی توانم ورزش کنم.
نمی توانم آشپزی کنم.
نمی توانم چیزی را بفروشم.
آن‌ها سریع نتیجه‌گیری می‌کنند که نمی توانند کاری را انجام دهند و بقیه عمرشان را با این تصور زندگی می‌کنند.
نکته جالبش این است که اکثر انسان‌ها چون راه و روش انجام کاری را نمی‌دانند به این نتیجه می‌رسند.
تابه‌حال شده که فکر کنید که کاری را نمی‌توانید انجام بدهید ولی وقتی یک نفر دیگر روش درست انجام دادن آن را به شما یاد داده است فهمیدید که خیلی راحت می‌توانستید آن کار را انجام دهید و به این شکل تمام سیستم باورهایتان تغییر کرده است.
تا آن زمان فکر می‌کردید که نمی‌توانید آن کار را انجام دهید و از آن زمان باور می‌کنید که می‌توانید.
ما ناتوانی را یاد می‌گیریم؛ خیلی مهم است که این سؤال را از خودتان بپرسید که آیا واقعاً من نمی توانم؟ مطمئناً می‌توانید.
برای رسیدن به اهدافمان باید دست‌به‌کار شویم.

هر زمان که از حوزه امن خودمان خارج شویم و قبل از آمادگی کامل دست به عمل بزنیم، مغز ما با افزایش دوپامین و احساس اعتمادبه‌نفس و رضایت‌مندی به ما پاداش می‌دهد و زندگی هم به ما پاداش متقابل خواهد بخشید.

برگرفته از سایت: اعتماد به نفس

 

مهندس علی سلطانی

مشاور و برنامه ریز تحصیلی کنکور

 
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به مهندس علی سلطانی می باشد .
طراحی سایت