سبد خرید
سبد خرید ( 0 )
عضویت / ورود    









حافظه کوتاه مدت
حافظه کوتاه مدت

 به حافظهٔ ما از رویدادهایی اشاره دارد که ظرف چند ثانیهٔ گذشته اتفاق افتاده است. از باب نظری استدلال شده که مهم است میان حافظهٔ کوتاه مدت از یکسو و حافظهٔ بلند مدت از سوی دیگر تمیز داده شود. جوهر این تمییز نظری در اصطلاح «حافظهٔ اولیه» و «حافظهٔ ثانویه» جیمز نهفته است. طبق نظر جیمز (۱۸۹۰) حافظهٔ اولیه با اطلاعاتی سروکار دارد که پس از پردازش در هوشیاری باقی می‌ماند و بدین ترتیب بخشی از حال روانی فرد را تشکیل می‌دهد. برعکس، حافظهٔ دراز مدت با اطلاعاتی دربارهٔ رویدادها سروکار دارد که هوشیاری را ترک کرده‌اند و بدین ترتیب بخشی از گذشتهٔ روانی فرد را تشکیل می‌دهد. حافظه کوتاه مدت یکی از سه نوع حافظه‌ای می‌باشد که مغز انسان‌ها به کمک آن به پردازش داده‌ها دست می‌زند. حافظه کوتاه مدت داده‌هایی است که به روش‌های مختلف وارد پردازش شده‌اند مانند:

  • داده‌های حسی (احساس، دیدن و..)
  • مرور داده‌های مربوط به حافظه بلند مدت
  • داده‌های مربوط به پردازش در حال انجام را در مدت زمان کوتاهی نزدیک به سی ثانیه می‌تواند در خود نگه دارد.[۲]

محتویات

چگونگی کارکرد

دربارهٔ چگونگی کارکرد حافظه کوتاه مدت همچنان بحث‌های مختلف و نظریه‌های گوناگونی وجود دارد.[۳]

تفاوت حافظه کوتاه مدت با بلند مدت

یکی از تفاوت‌های عمده میان انبار حافظهٔ کوتاه مدت (یا حافظهٔ اولیه) و انبار حافظهٔ دراز مدت (یا حافظهٔ ثانویه) تفاوت ظرفیت آن‌ها است. برای حافظهٔ دراز مدت حد شناخته‌شده‌ای وجود ندارد، ولی بنابر استدلال میلر (۱۹۵۶) در مقالهٔ بسیار مهمش، تقریباً بیش از هفت قطعه اطلاعات (یعنی واحدهای آشنای اطلاعات) را نمی‌توان در هر زمان در حافظهٔ کوتاه مدت ذخیره کرد. فکر انبارهای مجزای حافظهٔ کوتاه مدت و دراز مدت در چند نظریهٔ عمدهٔ حافظه گنجانده شده است. قویترین حمایت از این فکر برخاسته از تحقیقات مربوط به بیماران فراموشکار است.

به طور خلاصه، کشف شده که حافظهٔ دراز مدت بیشتر بیماران فراموشکار به شدت آسیب دیده است ذر حالی که حافظهٔ کوتاه مدت اغلب ایشان سالم است. البته تعداد کمی از بیماران فراموشکار وجود دارند که برخلاف اغلب بیماران از نظر حافظهٔ کوتاه مدت دچار کاستی‌اند، ولی حافظهٔ دراز مدت آن‌ها سالم است. بدون قبول تمایز میان نظام حافظهٔ کوتاه مدت و دراز مدت نمی‌توان برای این یافته‌ها دلیل موجهی اقامه کرد.

با وجود حمایت تجربی از تمایز میان انبارهای حافظهٔ کوتاه مدت و دراز مدت هر روز بیشتر مشخص می‌شود که حافظهٔ کوتاه مدت و دراز مدت هیچ‌کدام منفرداً وجود ندارند. برای مثال، بدلی و هیچ (۱۹۷۴) و بدلی (۱۹۸۶) استدلال کرده‌اند که مفهوم انبار حافظهٔ دراز مدت منفرد که توسط اتکینسون و شیفرین (۱۹۸۶) عرضه شده می‌باید با نظام حافظهٔ کاری که شامل سه جزء است جایگزین شود. این مفهوم از این مزیت برخوردار است که پیچیدگی‌های حافظهٔ کوتاه مدت را بهتر به حساب می‌آورد. مفهوم حافظهٔ کاری از این جهت نیز مزیت دارد که با ترکیب پردازش فعال و ذخیرهٔ موقت اطلاعات برای عملکرد ذهن انسان در خصوص طیف وسیعی از تکالیف شناختی که به طور آشکارا با حافظهٔ کوتاه مدت مرتبط نیست توضیح مناسبی ارایه می‌دهد.[۴]

مقدمه

مطالبی را که یادآوری می‌کنیم با توجه به زمان یادآوری می‌تواند مربوط به دو نوع مختلف حافظه باشد. دانش آموزی را تصور کنید که در کلاس درس مطالبی را در مورد موضوعی یاد می‌گیرد، مثلا نام یک آتشفشان یا پایتخت یک کشور و ... . زمانی که بلافاصله و در همان کلاس درس سوالاتی از این مطالب از وی می‌شود، در پاسخگویی به آن ازحافظه کوتاه مدتخود استفاده می‌کند، ولی زمانی که سوالات در جلسه بعد و چند روز دیگر از او پرسیده می‌شود و او پاسخ می‌دهد، در واقع ازحافظه دراز مدتخود استفاده کرده است. وقتی ما مطلبی را بلافاصله بعد از شنیدن آن به خاطر می‌آوریم، یادآوری آن کار آسانی خواهد بود و به سهولت انجام خواهد گرفت، اما زمانی که مدتی از شنیدن مطلب می‌گذرد و تلاش می‌کنیم آن را یاد بیاوریم، با مشکل بیشتری روبرو خواهیم شد.

زمانی که ما بلافاصله مطالب را یادآوری می‌کنیم، در واقع ازدانش فعالخود که هنوز در سطح هشیاری ما قرار دارد، استفاده می‌کنیم، ولی زمانی که مدتی بعد از شنیدن مطالب قصد یادآوری آنها را می‌کنیم، دانشی که از آن استفاده می‌کنیم،نافعالاست. با این توصیف در تقسیم بندیهایی که از حافظه به عمل آمده، آن را به دو نوع حافظه کوتاه مدت و دراز مدت تفسیم بندی کرده‌اند. تفاوت این دو نوع حافظه عمدتا به مدت زمان نگهداری اطلاعات مربوطمی‌شود. هرچند تفاوتهای دیگری نیز با یکدیگر دارند.
مطالعات نشان داده‌اند که آدمی انواع مختلفی ازحافظه (Memory) را دارد. اینکه «اطلاعات برای مدت زمان کوتهی ذخیره می‌شوند یا برای مدت زمان بلند» باعث تقسیم حافظه به انواع «حافظه کوتاه ‌مدت» (Short-Term Memory) وحافظه بلند ‌مدت (Long-Term Memory) شده است. با وجود این تقسیم آنها برای ذخیره کردن اطلاعات مراحل سه‌گانه حافظه را اجرا می‌کنند، البته به شیوه‌ها و ساختارهای مختلف این کار را انجام می‌دهند. نکته دیگر آنکه در بعضی از مطالعات و منابع از حافظه نوع سومی نیز به نام «حافظه حسی» (Sensory Memory) صحبت می‌شود.

حافظه کوتاه مدت (S.T.M)

مهمترین ویژگی این نوع حافظه ،گنجایش محدودآن است که بطور متوسط بین هفت ماده به اضافه یا منهای دو ماده (2±7) است. بعضی افراد تنها 5 ماده و برخی تا 9 ماده را در حافظه کوتاه مدت خود نگه می‌دارند، اما بطور متوسط گنجایش حافظه کوتاه مدت اکثریت افراد 7 ماده است. این رقمفراخنای حافظهنامیده می‌شود.ویژگی دیگر حافظه کوتاه مدت آن است که اطلاعات در آن به صورت صوتی ، دیداری (عمدتا به صورت صوتی)رمزگردانیمی‌شوند، مثلا شخصی که مجموعه حروفRLBKSJرا شنیده و آن را به صورت صوتی رمزگردانی کرده است، در یادآوری ممکن است به جای حرف B ، حرف T را که صدای مشابهی با حرف B دارد، بیان کند.

بازیابی در این حافظه کم و بیش عاری از خطاست، بطوری که اگر مطلبی در حافظه باشد، حتما قابل دسترسی است.

یک آزمایش ساده برای تعیین فراخنای حافظه

از دوست خود بخواهید فهرستی از کلمات مثل اسامی افراد ، مکانها یا ارقام را تهیه کند و برای شما بخواند. بعد از آن ببینید از فهرست خوانده شده ، چند نام یا رقم را می‌توانید به ترتیب به یاد بیاورید. رقمی که بدست می‌آورید، احتمالا بین 5 و 9 خواهد بود که فراخنای حافظه شما را نشان می‌دهد. در واقع حافظه کوتاه مدت مثل جعبه هفت خانه‌ای است. زمانی که این هفت خانه پر شود، به ناچار باید برخی از خانه‌ها خالی شوند تا اطلاعات جدید بتوانند در آنها قرا بگیرند. این مساله یکی ازعلل فراموشیاست.

حافظه دراز مدت (L.T.M)

مهمترین ویژگی این نوع حافظهگنجایش نامحدودآن است، بطوری که مطالب زیادی را در آن می‌توان نگهداری کرد، بدون آنکه از بین بروند. به عبارتی اطلاعات در این نوع حافظه از بین نمی‌روند، هرچند ممکن است فراموش شوند. به عنوان مثال کتابخانه بزرگی را در نظر بگیرید که در آن دنبال کتابی می‌گردید که قبلا در آنجا قرار داده شده است. اگر نتوانید به کتاب مورد نظر دست پیدا کنید، به این معنی نخواهد بود که کتاب مورد نظر در آن کتابخانه وجود ندارد، یا از بین رفته است. ممکن است نحوه قرار دادن آن در محل مناسبی صورت نگرفته، یا پیگردی آن مناسب نیست.

رمزگردانیمطالب در این نوع از حافظه به صورتمعناییصورت می‌گیرد، برخلاف حافظه کوتاه مدت که از رمز صوتی و یا دیداری استفاده می‌کند. به عنوان مثال اگر فهرستی از کلمات به حافظه دراز مدت سپرده شوند، چند روز بعد از آن در حین یادآوری ممکن است کلمات هم معنی با آن کلمات یادآوری شوند، نهخود آن کلمات. اگر به فرض کلمهآفتابدر فهرست بوده، شخص ممکن است کلمهخورشیدرا یادآوری کند. این مساله را در یادآوری داستانها ، اخبار و مطالبی که می‌شنویم و مدتی بعد آنها را بازگو می‌کنیم، به وضوح می‌توانیم ببنیم. در حالی که موضوع داستان ، خبر یا مطالب دیگر بطور کامل ارائه می‌شود، اما لزوما از همان کلمات گوینده یا نویسنده کتاب استفاده نمی‌کنیم. از این مورد درروشهای بهسازی حافظهاستفاده می‌شود، مبتنی بر اینکه مطالب را با توجه به معانی آنها یادسپاری کنیم.

بازیابی در این نوع حافظه برخلاف حافظه کوتاه مدت با خطا و اشکالاتی همراه است که گنجایش زیاد آن و اطلاعات نامحدود موجود در آن و گذشت زمان از دلایل آن می‌تواند باشد.

حافظه حسی

(حافظه حسی) نخستین مرحله به یاد‌سپاری و ذخیره کردن اطلاعات است. در این حافظه نسخه دقیقی از«اطلاعات حسی» ذخیره می‌شود. گنجایش این حافظه نامحدود است، اما مدت زمان ذخیره‌سازی اطلاعات بسیار کوتاه (حدود یک ثانیه) است. بعد از آنکه محرکی (از طریق گیرنده‌های حسی) وارد حافظه حسی شد، اگر مورد «توجه» (Attention) و دقت قرار گیرد، اطلاعات آن محرک به حافظه «کوتاه ‌مدت» انتقال می‌یابد. این فرآیند دقت و توجه برای انتقال اطلاعات با حافظه کوتاه مدت بسیار مهم است، زیرا آدمی در هر لحظه تحت تاثیر محرکهای حسی فراوانی قرار دارد، که اگر قرار بود این محرکها «ادراک» (Perception) شوند، زندگی غیر ممکن می‌شد. آدمی از طریق توجه کردن به بعضی از امور (محرکها) و بی‌توجهی به بعضی دیگر تصمیم می‌گیرد، تا آنچه را که می‌خواهد، ادراک کند. این فرآیند برای آغاز یادگیری مهم است.

رابطه بین دو نوع حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت

آیا بین حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت رابطه‌ای وجود دارد؟ این دو نوع حافظه از چه راهی با یکدیگر مرتبط می‌شوند؟ اینها سوالاتی هستند که نظریه‌های مختلفی در پاسخ آنها ارائه شده است. بر اساس یکی از این نظریه‌ها که بهنظریه حافظه دوگانهمعروف است، اطلاعات برای اینکه در حافظه دراز مدت ذخیره شوند، باید از حافظه کوتاه مدت به آنجا منتقل شوند. بنابراین اطلاعاتی که از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت منتقل می‌شوند، پایدار می‌مانند و در غیر این صورت بطور کامل از بین می‌روند.
از مهمترین راههایی که انتقال مطالب از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت را سبب می‌شود،ایجاد پیوندبین مطالب موجود در حافظه کوتاه مدت با مطالبی است که از قبل در حافظه بلند مدت وجود دارد و روش دیگرمرور ذهنیاست. مرور ذهنی تحکیم و انتقال اطلاعات را به حافظه بلند مدت با سهولت انجام می‌دهد.

تفاوتهای حافظه کوتاه مدت و بلند مدت

تمایز روانشناختی

مراحل سه‌ گانه حافظه (رمز گردانی ، اندوزش ، ارزیابی) در هر دو نوع حافظه وجود دارند. اما تفاوتی که وجود دارد اینست که کار‌کرد و فرایند این سه مرحله در هر دو موقعیت یکسان نیست. برای مثال حافظه کوتاه مدت رمز‌گردانی را به صورت (شنیداری و دیداری) انجام می‌دهد، در حالیکه رمزگردانی حافظه بلند مدت به صورت (معنایی و پیوندهای معنی‌دار است) تمایز زیست‌شناختی

حافظه کوتاه مدت و بلند از لحاظ ساختار مغزی نیز متفاوت هستند. پژوهش‌ها معلوم ساخته است که «هیپوکامپ» (Hippocampus) که ساختاری در زیرقشر مخو نزدیک بهمغزاست، فقط در حافظه بلند مدت نقش دارد، ولی در حافظه کوتاه مدت تاثیر ندارد. این در حالی است که مناطق پیشانی قشر مخ (قطعه پیشانی) در حافظه کوتاه مدت دخالت دارند.

حافظه بلندمدت و یا حافظه دراز مدت (به انگلیسی: Long-term memory) به مرحله نهایی از حافظه انسان که در آن داده‌ها را می‌توان برای مدت طولانی ذخیره کرد.[۱]

در حالی که در حافظه کوتاه‌مدت تنها حدود ۲۰ تا ۳۰ ثانیه اطلاعات ذخیره می‌شود. اطلاعات می‌تواند در حافظه بلند مدت به طور نامحدود باقی بماند حافظه دراز مدت، شامل اطلاعاتی است که به مدت‌زمان‌های مختلف، از چند دقیقه تا سراسر عمر فرد خاطرات کودکی یک فرد بزرگسال در حافظه نگه‌داری شود.[۲]

منابع[ویرایش]

در برخی از مواقع عدم داشتن حافظه خوب برای به خاطر سپردن امور روزمره و خصوصا سرکار و در پیش بردن طرح های بسیار مهم کاری می تواند باعث ایجاد شرمندگی و خجالت در افراد شود.

در این نوشته بر آنیم که ۱۵ راهکار علمی پیشنهاد شده توسط «روانشناسی امروز» را برشمرده تا در داشتن حافظه بهتر به شما کمک کنند و در نتیجه از عواقب شرم آور این فراموشکاری ها خصوصا در محل کار بکاهد.

جالب است بدانیم برخی از این موارد، امور بسیار ساده ای هستند که ممکن است از تاثیر فراوان آن در به خاطر آوردن داده های روزمره غافل باشیم. از آن جمله می تواند به داشتن استرس فراوان یا غذایی که میل می کنید اشاره کرد. در مرور این موارد با ما همراه باشید:

بدانید که ذهن تان در مقابل آنچه گمان می کنید عادلانه است، تعصب دارد. این دقیقا همان چگونگی درک شما از جهان پیرامون است

تلاش نکنید که در جهت مطابقت کامل با گروه هایی برآیید که همانند خودتان می اندیشند چرا که خاطرات به جا مانده از اسلاف تان می توانند در این زمینه بر شما تاثیر فراوان داشته باشند

پروفسور «ویلیم کِلِم»،  استاد عصب شناسی علمی دانشگاه A&M تکزاس در این باره می گوید: “زمانی که افراد در گرده همایی و تجمع هایی چون، مهمانی های خانوادگی، گروه های اجتماعی یا جناح های سیاسی مورد علاقه شان جمع می شوند، ممکن است خاطراتی از اسلاف شان در میان این گروه ها تداعی شود که در برخی از مواقع اشتباه هم هستند.”

برای تصحیح چنین دیدگاه های گروهی، تمام وقت خود را با افرادی که همچون شما می اندیشند، نگذرانید. به عنوان مثال، شبکه تلویزیونی یا وب سایتی هایی را هم مطالعه کنید با تفاوت هایی به اندیشه های تان جهت دهی کند.

تا آنجا که می توانید میزان استرس خود را کنترل کنید چرا که باعث کاهش تمرکز می شود و با داشتن استرس بیشتر با احساسات نامطلوب دست و پنجه نرم خواهید کرد

پروفسور «سوزان کراس وایت بوررن» استاد روانشناسی دانشگاه ماساچوست، در یکی از نوشته های خود به نقش استرس در یادآوری امور اشاره کرده و آن را یکی از مهم ترین عوامل در عدم به خاطر آوردن موارد فراوانی می داند. وی به نقش خواب مفید در شب پیش از امتحان اشاره دارد که بر کاهش میزان اضطراب و افزایش توانایی فرد در پاسخگویی به سئوالات تاثیر دارد.

زمانی که می خواهید چیزی را به خاطر آورید چشم های تان را ببندید چرا که باز ماندن چشم ها تمرکزتان در یادآوری آن موضوع را با دیدن چیزهای مقابل تان پرت می کند

برای به خاطر آوردن نام افراد تلاش کنید به ویژگی چهره آنها تمرکز کنید و آنقدر با داستان هایی در ذهن خود در مورد آن فرد متمرکز شوید تا نام او را به خاطر آورید

 

برای به خاطر سپردن فهرست های طولانی تر، یک درخت خاطره در ذهن خود بسازید

این درست همان چیزی است که دکتر «آلکس لیکرمن» از دانشگاه شیکاگو پیشنهاد می کند. وی در این باره می گوید: “اگر قرار است که وقایع زیادی را به خاطر بسپارید، تلاش کنید با ساختن یک درخت خاطره در ذهن خود میان آن وقایع ارتباط برقرار کنید. برای آن درخت ابتدا شاخه و سپس برگ بسازید. هر کدام از این شاخ و برگ ها باید بتوانند برچسب هایی را داشته باشند تا در ذهن شما طبقه بندی و منظم شوند. این نظم نیز باید به صورت منطقی برقرار شده باشد.”

در مطالعات انجام پذیرفته علمی در سال ۱۹۵۰ میلادی نشان داده شدکه تجزیه کردن اطلاعات به داده های کوچک تر می تواند باعث یه خاطرسپردن بهتر آنها شود. به عنوان مثال برای به خاطر سپردن عدد ۴۶۷۸۹۰ بهتر است آن را به دو عدد ۴۶۷ و ۸۹۰ تجزیه کرده و به خاطر بسپارید.

مهندس علی سلطانی

مشاور و برنامه ریز تحصیلی کنکور

 
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به مهندس علی سلطانی می باشد .
طراحی سایت